القاضي ابن البراج
مقدمه 4
شرح جمل العلم والعمل
تظلمات بوده « 3 » و حتى خليفهء وقت در فتنهء بغداد بخانهء سيد ملتجى شد « 4 » و اين خود حاكى است كه خانهء سيد مأمن و باصطلاح ( بست ) بوده است . ابن برّاج : شارح : اما شارح . قاضى سعد الدين و عز المؤمنين أبى القاسم عبد العزيز بن نحرير بن عبد العزيز بن براج طرابلسى شامى معروف بقاضى و ابن براج است كه در حدود سال چهارصد هجرى در ديار مصر چشم بجهان گشود و در شعبان سال 481 بسن هشتاد و چند سالگى در طرابلس شام درگذشت . از اشتهار قاضى ، بابن براج ميتوان استنباط كرد كه ( براج ) نياى وى از بزرگان و مشاهير زمان خود بوده است كه قاضى ، بنام وى مشتهر گشته « 5 » . نيز از كنيهء وى مستفاد ميگردد كه ويرا فرزندى بنام قاسم بوده است . در مقابس الأنوار ، ضمن شمار كسانى كه از وى روايت كردهاند ، دو فرزند أو را بنام أبو القاسم و أبو جعفر نام ميبرد . بنا به اين نقل ، كنيه پدر و فرزند يكى مىشود . لذا احتمال ميرود كه كلمهء ( أبو ) در نام فرزند مؤلف زائد باشد . باينگونه ، حدسى كه از كنيهء مؤلف نسبت بنام فرزندش ياد شد ، تقويت مىشود . باحتمال ديگر ، أبو القاسم ، نام پسر قاضى باشد نه كنيهاش ( تا با كنيهء پدر همسان گردد ) . منتهى در قديم كمتر اسمائى كه بلفظ ( اب ) آغاز
--> ( 3 ) - ريحانة الأدب . ( 4 ) - المنتظم ابن جوزي . ( 5 ) - احتمال ديگرى نيز به نظر ميرسد و آن اينكه شهرت وى بابن براج نزد متأخران باشد بنابراين نميتوان شهرت مزبور را ملاك اشتهار و معروفيت نياى وى دانست . ولى ازاينكه ابن شهرآشوب ( 588 ه ) كه حدود نيمقرن بعد از وى كتاب معالم العلماء را نوشته است بعد از نام وى مينويسد : المعروف بابن البراج ) ، معلوم مىشود وى در زمان خويش به اين شهرت ياد ميشده است .